چرا نباید فری لنس باشیم

work-for-self

فری لنس ( Freelance ) بودن مبحثی است که در حوزه کارهای اینترنتی در این سال ها بسیار به آن اهمیت می دهند و صحبت های زیادی پیرامون آن می باشد.

ویکی پدیا ” فری لنس ” را ” کارمزدی ” تعریف می کند ( + )، جایی که شخصی کاری را انجام و در مقابل آن دست مزد مشخصی را دریافت می کند. البته من چون مفهوم ” کارمزدی ” را معادل فری لنس بودن نمی دونم ( حداقل به این شکل جدیدی که باب شده ) بنابراین از همان کلمه فری لنس استفاده می کنم.

افراد زیادی هم در اینترنت هستند به شکل فری لنس کار می کنند و وقتی از مزایای کارشان می پرسی مواردی همچون زیر را اشاره می کنند:

  • برای خودت کار می کنی
  • رئیس و کسی نیست که محدودت بکنه
  • محدود به ساعت اداری نیستی
  • زمانم کاملا دست خودم هست
  • درآمدش بیشتره

من به عنوان کسی که بیشتر از یکسال به صورت فری لنسی کار کردم معایب بزرگی توی اون دیدم که سعی کردم در ادامه به اونها اشاره کنم و اینکه ” چرا نباید فری لنس باشیم “.

کار گروهی

یکی از مهمترین مواردی که باید یادگرفت کارگروهی و تیمی هست که این مورد در نحوه کار به شکل فری لنس بودن کمتر دیده می شود و بسیار محدودتر است. کار گروهی می تواند به شما ارتباطات بیشتر، تجربه جمع، روحیه انجام کار تیمی و … بدهد که در ادامه به چند نکته از مهمترین ها اشاره می کنم.

ارتباطات

در یک گروه شما می توانید ارتباطات بسیار بهتری ایجاد کنید تا کار به شکل فری لنسی. از دید تکنیکال هرچقدر دایره شناخت شما در دیگران و افراد بیشتر باشه شانس موفقیت شما نیز بیشتر خواهد بود. ارتباط با دیگران می تواند درهای بسیار به روی شما باز کند که تا پیش از آن در فکر آنها نیز نبودید.

تجربه

تجربه یکی از مهمترین عامل های پیشرفت در کار می باشد. من بزرگترین مشکل کار فری لنسی را در تجربه پایین آن نسبت به تجربه یک تیم می بینم. تا می توانید تجربه در زمینه کاری خود کسب کنید، چراکه تجربه برابر است با انجام کار در زمان کمتر و کیفیت بالاتر.

کسب تجربه معمولا نسبت به یادگیری آن هزینه بسیار بالاتری دارد. شما در کار تیمی و گروهی می توانید تجربه های جدیدی را از نزدیک لمس کنید.

در چارچوب

بله، دقیقا موردی که شاید طرفداران کار فری لنسی از اون به عنوان مهمترین عامل یاد می کنند. در چاچوب به شما نظم می آموزد چیزی که در فری لنس کارها کمتر دیده می شود و معمولا زمان تحویل پروژه را باید ضبدر 3 کنید!

شناخت بازار

کار کردن نیازمند شناخت بازار است. معمولا شمایی که کار فنی انجام می دید از شناخت بازار درک مناسبی ندارید و کسب کردنش هم برای شما آسان نخواهد بود به خصوص زمانی که می بینید بازار ایران کاملا متفاوت از بازار در دیگر جاهای دنیا می باشد. در یک گروه حتما افرادی هستند که در شناخت بازار تجربه و استعداد بهتری دارند.

سوال: پس چرا انقدر روی فری لنس بودن تبلیغ می شود و افراد زیادی به این شکل کار می کنند؟

هر کاری وقتی با اصول خودش انجام بشه مطمئنا نتیجه مناسبی خواهد داشت. متاسفانه در ایران فقط به تعریف کلی فری لنس یعنی ” برای خودت کار کن ” توجه می شه و به اصول کار فری لنسی توجهی نمی شه. در ادامه روش هایی برای حل مشکلات کار به شکل فری لنس بودن اشاره می کنم:

کارگروهی

تنها همکاری در پروژه هاو به صورت گروهی کار کردن می تواند این مشکل را برطرف کند. پروژه های اپن سورس ( متن باز ) نقاط بسیار خوبی برای شروع می باشند.

ارتباطات

اشتراک گذاری در دنیای امروز بسیار گسترش یافته است. تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید، با آن ها گفتگو کنید و در بحث ها، گروه ها و انجمن ها فعال باشید. وبلاگ نویسی و فعالیت در شبکه های اجتماعی راه های مناسبی برای این کار می باشند.

تجربه

در سمینارها و کارگاه ها شرکت کنید. شما با انجام فعالیت های این چنینی با هزینه نسبتا اندک می توانید تجربیات گران بهایی به دست آورید.

درچارچوب بودن

یک فری لنس موفق کسی است که بسیار منظم و خوش قول باشد. به مبحث Productivity اهمیت بسیار زیادی بدهید ( در آینده در مورد این مبحث مطالبی زیادی خواهم نوشت ).

 

کی می توانیم فری لنس بشیم؟

اینکه چه زمانی برای فری لنس شدن مناسب است و یا یک فری لنس چه ویژگی هایی باید داشته باشد مبحث بسیار بزرگی است که در این نوشته نمی گنجد اما بزرگترین اشتباهی که شما می توانید بکنید این هست که در ابتدای کارتان مستقیم به سوی فری لنسی بروید.

پیشنهاد: اگر فری لنس هستید و یا به این کار علاقه دارید پیشنهاد می کنم حتما مطالب این وبلاگ را بخوانید و دنبال کنید.

بخوانید:

 

10 دیدگاه

  1. با شما موافقم، مخصوصا برای جامعه ما هرچه به این سمت کشش دارد افراد بی سوادتری بار می آورد.
    ممنون از شما و یادآوری نکات خوب

  2. من تجربه حدود ٣ سال کار فریلنس رو داشتم، و حدود یک ساله که تیم ورک کار میکنم. وقتی تیتر مطلب رو دیدم دقیقا همین چیزایی که شما نوشتی به ذهنم رسید و گفتم امیدوارم گفته باشه، که دیدم همینطوره.
    به عنوان کسی که تجربه کار اینچنینی رو داره همه این مطالب خوب رو تایید میکنم ؛)
    مرسی

  3. در مورد اینکه چه زمانی میشه فری لنس یا به تعبیر من و یه عده دیگه، آزاد کار شد دو زمان به ذهن من میاد:

    – اول موقعی که در زمان فرار گیری هستیم. نمونه بارز این مورد زمان مدرسه و دانشجویی هست. توی این دوران بهترین کار این هست که با مشارکت توی پروژه ها متن باز و زبان های وابسته، مثل وردپرس، جوملا و … دانش و مهارتمون رو توسعه بدیم. توی این دوران نباید لزوما کسب درآمد ملاک باشه و تجربه و اعتماد سازی برای آینده باید سر لوحه باشه.

    – دوم زمانی که شما اعتبار و سابقه خوبی از فعالیت قبلی (چه در شرکت، فروم ها، سایت ها، گروه ها و…) کسب کردین که همین اعتبار متضمن معرفی و کسب مشتری برای شما هست. در این زمان و با مدد قانون ۸۰/۲۰ سیر مشتری ها به سمت شما سرازیر میشه.

    اگر بخام یه مثال شامل هر دو مورد بالا بزنم می تونم به کاری که خودم کردم اشاره کنم. در سال های گذشته شروع به فراگیری وردپرس کردم و با فارسی کردن پوسته و نوشتن افزونه رایگان اعتبار و تجربه کسب کردم. از همین طریق چندین پروژه به من پیشنهاد شد و من از هموار سازی مسیر لذت بردم.

    • – در این نوشته فرض من بر کار تمام وقت بوده چراکه بطور مثال یک توسعه دهنده وب می تونه در آخر هفته پروژه های شخصی هم انجام بده. چیزی که شاید معمولا هم انجام می شه. البته توی این مورد کارآموزی هم می تونه تاثیر بسیار مثبتی داشته باشه.

      – در مورد دوم: این مبحث کسب اعتبار مربوط به پرسنال برندینگ می شه که خب یکی از اصول موفقیت یک فری لنسر هست. همون بخش ارتباطات.

  4. تقریبا هنوز مبتلا هستم ، اما با کلیت بحث شما موافقم خصوصا اینکه ارتباطات در زندگی و کار به نظر من یکی از مهمترین عوامل موفقیت هست و طبیعتا در کار جمعی این ارتباطات گسترده تر می شود .
    ممنون

  5. به نظرم فری‌لنس بودن باید در ذات آدم باشه. بعضی‌ها واقعن برای این‌که در گروه باشن و یا زیردست کار کنن مشکل دارن. من همیشه جزو این دسته افراد بودم اما با نکاتی که نوشتید موافقم به غیر از مورد تجریه

  6. تمام مزایایی که برای یک فری لنسر تعریف می کنند درسته ولی کسانی که در باغ سبز رو می بینید! یادتون باشه که برای رسیدن به در بهشت باید تا آخر جهنم رو با پای برهنه برید چون در این بهشت روی آخرین دیوار جهنم نصب شده.
    من بعنوان یک فری لنسر بین المللی که سالهاست به این کار مشغوله بهتون قویاً پیشنهاد می کنم اگر مرد کارهای سخت، راه رفتن روی خط مرگ (Deadline) و قادر به تحمل استرس های وحشتناک هستید و می تونید بعد از ۱۵ ساعت کار روزانه، تازه مطالعه و تحقیقتون رو شروع کنید، حتماً به فری لنسینگ فکر کنید.

    تجربه:
    به هیچ وجه برای فری لنسینگ روی بازار ایران حساب نکنید
    انگلیسی رو به اندازه فارسی یاد بگیرید
    پی پل وریفای شده و آی پی ثابت تهیه کنید
    همزمان با کار تخصصی، یک بیزنس من بین المللی تمام عیار باشید
    هیچوقت به کارفرما دروغ نگید و بهش بدقولی نکنید
    همیشه دو برابر زمان مورد نیاز رو برای انجام پروژه از کارفرما بخواید وگرنه کارش رو رد کنید
    کار پست قبول نکنید. کار قوی با دستمزد کم بهتر از کار آسون و بی افتخاره
    سطح کارتون مساوی یا پایینتر از کار قبلی نباشه
    یادتون باشه دنیای اینترنت اگه به اندازه یک کلیک کوچیک نباشه از دو کلیک بزرگتر نیست. پس فکر نکنید این پروژه رو خراب کردم اشکال نداره. ایشالا بعدی. با همون کار اول همه می فهمند شما کجای کارید!
    به لبخند رضایت و حیرت مشتری از کیفیت کارتون در نهایت کار، فکر کنید و برای اون هر کاری انجام بدید
    دلسوز کارفرما باشید
    صبر داشته باشید. صبر!
    اگه طراح وب، گرافیست یا برنامه نویس هستید پس فقط به یه کامپیوتر و اینترنت خوب نیاز دارید. در اینصورت پرسرعت ترین اینترنت کشور محل زندگیتون رو سفارش بدید و اگر کامپیوترتون چیزی غیر از مکینتاش هستش بندازیدش توی سطل زباله و یه مک پرو یا مک بوک پرو رتینا بخرید. (اگه نمی تونید بخرید، بدزدیدش! بحث مرگ و زندگیه. وقتی اینکارو کردید متوجه می شید چی گفتم)
    و…
    و…
    و خیلی…!

    از ادمین عزیز برای این پست و همچنین فعل معکوسی که در عنوان بکار برد و باعث شد حتی منم فریب بخورم سپاسگزارم. Well Done!

دیدگاه ها بسته شده است.